دریای پارس، خلیج همواره ایرانی

به مناسبت 10 اردیبهشت روز ملی خلیج فارس، محمدحسن طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور در گفت و گو با خبرنگار خبرنگاران با آنالیز سیر تاریخی خلیج همواره فارس و نقش آن در تبادلات فرهنگی، مالی، سیاسی و اجتماعی ایران و ملل مختلف از آخرین اقدامات و برنامه های آینده سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در حوزه خلیج فارس سخن گفت.

دریای پارس، خلیج همواره ایرانی

آنچه در ادامه می آید، گفت و گوی محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور با خبرگزاری خبرنگاران است.

نظرتان در مورد صندلی تاریخی خلیج فارس چیست؟

دریای پارس با ظرفیت های طبیعی، تاریخی و فرهنگی خود با مجموعه جزایری همچون کیش، هرمز، قشم، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی، هندورابی، هنگام، سیری، خارک، خارکو، فرور، لاوان، مینو، شیدور و ... و سواحل مختلف، به عنوان یک پل ارتباطی بی بدیل در گسترۀ تاریخ ایران، بالأخص امپراتوری هخامنشی و پس از آن، در راستای بهره مندی از امکانات دریایی، موجب تبدیل شدن این پهنۀ نیلگون به محل سکونت و کانون توجه اقوام و ملل مختلف در بستر تاریخ بوده است.

این نکته به خوبی از نوشته های تاریخ نگاران، جغرافی دانان و سیاحان، و از منابع: چینی، کلاسیک یونانی و رومی، مثل: هرودوت، آریان، استرابون، پریپلوس، آمیانوس مارسلینوس، پلینی و...، و همچنین مورخین اسلامی چون: طبری، بلاذری و دینوری، در کنار یافته های باستان شناسی که طی چند دهه اخیر اجرا شده قابل آنالیز است.

شاید مهم ترین واقعۀ تاریخی دریای پارس را که بتوان در درازای تاریخ ایران باستان جستجو کرد، متعلق به امپراتوری هخامنشی و خشایارشاه باشد که دریای پارس را به عنوان دروازۀ حرکت سپاهیان هخامنشی به سوی آتن و فتح یونان انتخاب نموده است. این واقعه، صندلی دریای پارس و جزیره های آن در ساختار تشکیلات هخامنشی از جمله موضوعاتی است که مورخین هم عصر با دورۀ هخامنشی از آن سخن گفته اند.

نقش خلیج فارس در طول تاریخ را در حوزه مالی، سیاسی و فرهنگی چگونه ارزیابی می کنید؟

دریای پارس، یکی از جهتهای تجاری ایران باستان در ادوار مختلف تاریخی ازجمله دوره های هخامنشی، اشکانی و ساسانی و بویژه در قرون نخستین اسلامی به وسیله بندر سیراف با شرق دور و خصوصاً بنادر چین بوده است.

این صندلی تجاری در دورۀ صفوی تا قاجاریه نیز با کشورهایی مانند: پرتغال، هلند، انگلیس و هند برقرار بوده است. همچنین این خطه از ایران، یعنی دریای پارس، با آثاری از دورۀ پارینه سنگی، نوسنگی، تاریخی و اسلامی، شواهد تأثیر و تأثرات فرهنگی از سراسر جنوب شرق آسیا در سواحل مختلف خلیج فارس (با توجه مطالعات باستان شناختی اجرا شده) را به اثبات رسانیده است.

مطالعات میراث فرهنگی حوزۀ خلیج فارس، نشان دهندۀ سکونت و استقرار گروه و اجتماعات انسانی از دورۀ پارینه سنگی قدیم، روستاها و شهرهای دورۀ پیش حکومتی در هزاره های پنجم و چهارم پیش ازمیلاد، عصر مفرغ، عصر آهن، هخامنشی، اشکانی، ساسانی، دورۀ اسلامی اولیه تا متأخر در سواحل، پس کرانه ها و جزایر خلیج فارس است.

این مستندات همچنین نشان دهندۀ بنادر و رفت و آمد جهت آبی و تجارت دریایی در سواحل و بنادر خلیج فارس است.

آیا می توانید مستنداتی از تسلط ایرانیان باستان در حوزه فرهنگی خلیج فارس و اوج شکوفایی این نقش تاثیرگذار ارایه کنید

شکوفایی جزایر و بنادر پهنه آبی خلیج فارس در دورۀ تاریخی به ویژه هخامنشی به بعد، درراستای سیاست سیطرۀ دریایی محل سکونت و کانون توجه و فعالیت مردمان و دریانوردان بومی ایرانی و اقوام و ملل گوناگون شد. نوشته های مورخین کلاسیک حاوی دانش وسیعی، از صندلی خلیج فارس و جزیره های آن در ساختار تشکیلاتی هخامنشی مستندی بر این اوج شکوفایی به شمار می رود

مطالعات اجرا شده بیانگر قدمت سکونت گروه های انسانی در حوزه خلیج در از دوره پارینه سنگی است در این باره شرح می دهید؟

قدمت سکونت گروه های انسانی نواحی ساحلی شمال خلیج فارس، به دورۀ پارینه سنگی برمی گردد. مطالعات مربوط به دورۀ پارینه سنگی اهمیت ویژه ای به این حوزۀ فرهنگی پیرامون پدیدۀ خروج و گسترش انسان نخستین از قاره آفریقا می بخشد.

یافته های پارینه سنگی قدیم و افزون بر این حداقل در شمال تنگۀ هرمز ابزارهای سنگی با فناوری لوالوا مستندی بر این مطالب است. مدارک به دست آمدۀ تازه در این منطقه، شناخت ما را نسبت به مسألۀ گسترش انسان نخستین وسعت بخشیده است

نمونه های گاهنگاری مطلق در سواحل جنوبی در آنالیز شباهت های گونه شناختی بین دست افزارهای سنگی دو ناحیه، مبنای مطمئنی را در شناخت پیوندهای فضایی و زمانی محوطه های شمال تنگۀ هرمز فراهم می نماید؛ مطالعات این دوره، هرچند مربوط به دورۀ زمانی ملت و قوم ایرانی نیست، اما قدمت حضور انسان در این حوزۀ فرهنگی را دلالت می نماید.

از جوامع پیچیده ای که به جوامع پیش حکومتی خوانده می گردد می توان به محوطۀ چگاسفلی در پسکرانه های خلیج فارس استان خوزستان اشاره نمود.

در مرحلۀ فرهنگی عصر مفرغ، در پس کرانه های شمال خلیج فارس، محوطۀ تم میران، دشت کُمیز شهرستان رودان، استان هرمزگان را می توان نام برد. در این دورۀ زمانی در جنوب خلیج فارس می توان محوطۀ تل ابرق در کشور امارات را نام برد که آثار دورۀ ایلامی و فرهنگ بلوچستان ایران در آنجا یافت شده است.

جزیرۀ ابوموسی نیز با یافته های سفالی، بیانگر قدمت سه هزار ساله سکونت ایرانیان باستان تا دورۀ اسلامی است.

در شهرستان دشتستان استان بوشهر، به عنوان پسکرانه های خلیج فارس می توان از معماری به جای مانده از آثار هخامنشی در برازجان، کاخ کوروش (چرخاب برازجان) و همچنین کاخهای دیگر، به نام های سنگ سیاه و کاخ بردک سیاه نام برد.

خلیج فارس در تبادل با سایر بنادر دنیا چه نقشی داشته است؟

مستندات میراث فرهنگی در بخش فعالیت های تجاری بین ایران و دریای مدیترانه بیشتر به شکل شواهد و منابع مکتوب است؛ طی سال های اخیر در کاوشهایی که در محوطه های کلیدی دورۀ اشکانی و ساسانی سواحل خلیج فارس به خصوص سواحل جنوبی صورت پذیرفته، مدارک و مواد فرهنگی زیادی به دست آمده است.

این مدارک نشان دهندۀ وجود ارتباط تجاری گسترده بین بنادر ایرانی سواحل خلیج فارس و بنادر مدیترانه است. ازجمله شواهد مادی مربوط به تجارت بین ایران و شرق، مجموعه کالاهای اشکانی و ساسانی است که از بنادر شرق و جنوب شرق آسیا به دست آمده است؛ در این میان، می توان به کالاهایی همچون سفال لعابدار و کوزۀ اژدری شکل، سکه، و مُهرها اشاره نمود.

در محوطه های اوایل اسلام و از لایه های استقراری مربوط به این دوره در سیراف، ارتباط با چین براساس یک قطعه سفال چینی به دست آمده مربوط به قرن هشتم هجری قمری قابل بازسازی است.

شهر حریرۀ کیش در قرن چهارم هجری، که یادگار دورۀ شکوفایی و رونق مالی و تجاری این جزیره در دوره اسلامی است؛ فضاهایی چون مسجد جامع، حمام، خانۀ اعیانی و تأسیسات آبی نشان از شکوفایی هنر معماری اسلامی این شهر است.

تمام این مستندات نشان دهندۀ حضور، تسلط و فرهنگ غالب ایرانیان باستان در دوره های فرهنگی و تاریخی ایران از پیش از اسلام و دورۀ اسلامی است.

در سرانجام می توانید به آخرین اقدامات اجرا شده و برنامه های آینده سازمان میراث فرهنگی در این حوزه بپردازید؟

این مقدمات تاریخی نشان دهنده اهمیت ملی و دنیای و نقش کلیدی خلیج فارس در طول تاریخ است که قطعا میراث ناملموس و فرهنگ خاص این منطقه و نقش تعامل انسان با طبیعت و دریا و دانش و تجربه مردمان این خطه هویتی مهم ایران را نباید فراموش کرد و به دلیل همین ظرفیت مهم تاریخی، فرهنگی و طبیعی است که در طول تاریخ تا به امروز شاهد دست اندازی های مختلفی از جنبه های مختلف تا بکارگیری نام معجول بوده است. خوشبختانه به اندازه کافی اسناد، مکتوبات و نقشه های تاریخی در دنیا وجود دارد که نام خلیج فارس به روشنی در آن قید شده است به گونه ای که در اسناد مهم دنیای یونسکو نام خلیج فارس رسمی است.

همچنین در سال 2011 دانش لنج سازی و دریانوردی خلیج فارس در فهرست آثار ناملموس دنیای کنوانسیون 2003 قرار گرفته است.

کتاب مسالک و الممالک اثر استخری به عنوان کتاب جغرافیایی قرن چهاردهم هجری که نقشه خلیج فارس و جزایر آن به دقت ترسیم شده ثبت شده و درحال حاضر در موزه دوران اسلامی نگهداری می گردد و مجموعه نقشه های تاریخی خلیج فارس هم در برنامه حافظه دنیای ثبت شده است.

سال گذشته یک پایگاه زنجیره ای خلیج فارس و مکران تاسیس شد تا پایگاه های سیراف، کنگ، لافت و چابهار را به صورت یکپارچه اداره کند. در این زمینه گفتنی است کخ در آینده نزدیک پایگاه بوشهرو بعضی دیگر از جزایر و استقرارگاههای مهم به آن اضافه خواهد شد.

از جمله اقدامات اجرا شده این پایگاه می توان به شناسایی 62 محوطه جدید از دوره پارینه سنگی تا دوره اسلامی در سواحل مکران اشاره نمود که نشان از میراث غنی این خطه دارد.

برنامه ما ادامه شناسایی، مستند سازی، پژوهش چند رشته ای، حفاظت و صیانت و معرفی شایسته این منطقه است.تهیه پرونده های زنجیره ای معماری و شهرسازی، کرانه خلیج فارس و سواحل مکران در فهرست میراث دنیای و همچنین بعضی از بندرگاهها و دیگر استقرارگاههای مهم و تاریخی، تهیه سند راهبردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، توسعه موزه ها و اولویت دهی به حفاظت، مرمت و بهره برداری همشأن آثار، مستند سازی میراث شفاهی وثبت و ضیط میراث ناملموس در دستور کار قراردارد.

منبع: میراث آریا
انتشار: بروزرسانی: 3 مهر 1398 شناسه مطلب: 291

به "دریای پارس، خلیج همواره ایرانی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "دریای پارس، خلیج همواره ایرانی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید